رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

اولین سفر کوچولوی ما

1391/5/2 10:21
نویسنده : رومینا
323 بازدید
اشتراک گذاری

  عزیزم جمعه بالاخره بابایی رو راضی کردیم  واسه ناهار رفتیم خونه مامی جون  قورمه سبزی داشتن ساعت 2 با خاله من و مادر(مامان بزرگم) حرکت کردیم از اینجا تا شمال کولر روشن بود ولی جات خیلی تنگ بود اخه ما ماشین رو گذاشتیم خونه مامی جون با ماشین بابا (بابای خودم)رفتیم مادر هم اومد پیش ما .همش استرس داشتم نکنه مریض بشی یا گرما زده بشه خوشکلم.رسیدم خونه دوست مامی جون تسلیت گفتیم همش 1 ساعت اونجا بودیم و برگشتیم تو منجیل عصرونه خوردیم اومدیم دیگه خونه 10 شب خونه بودیم ولی موقع برگشت مادر رفت تو ماشین خاله ما شما رو گذاشتیم تو کریر جات راحتتر بود فرشته پاکمقلب تو  منجیل اتفاقی عمو علی رو دیدم . ولی دلم برات خیلی سوخت خیلی سختی کشیدی دیگه بخدا نمیرم سفر بجاش 2 سال دیگه یک سفر توپ بابایی قول داده ما رو ببره هوووررررا به افتخارش بوووووس.

درخت سرو 3000 ساله ایی هست  خیلی بزرگه تو منجیل هست تو ده هرزویل

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

نایسل خانم
1 مرداد 91 12:45
آخی الهی فداش بشم من ....
مامان زینب خانم
1 مرداد 91 15:54
ماشالله کوچولوی نازی دارید زنده باشه انشالله خوشحال میشم به ما هم سربزنید
نایسل خانم
1 مرداد 91 19:09
قابل نداره نازم